X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1389

شاهنامه و چهارشنبه سوری

****پیش نوشت**** اگه تکراریه؟ بازهم معذرت میخوام.
شاید شما هم بارها کنجکاو شده باشید تا درباره ی تاریخچه ی جشن چهارشنبه سوری ؟ معنی «سوری»؟ علت وجود نام روز«چهارشنبه»؟ چرایی برافروختن و پریدن از روی آتش، بیشتر بدانید؟ در این نوشته قصد دارم تا با مراجعه به کتاب جاودانه ی «شاهنامه» ی ابرمرد زبان و فرهنگ ایران زمین، فــردوســی پاکزاد؛ جواب سوالات بالا را در حدّ امکان بیان کنم. ولی چون مطلب طولانی می شود؛ از نوشتن اشعار خودداری می کنم. امیدوارم که مطلوبتان واقع بشود… ارادتمند حمید 

 

معنی کلمه ی «سور» در شاهنامه، مهمانی و جشن و سرور بیان شده است. براساس شاهنامه سیاوش«سیاه ور شن=دارنده ی اسب سیاه» در 7 سالگی مادر خود را از دست می دهد و پدرش(کی کاووس=کاووس شاه) پس از چند سال، با دختری به نام «سودابه» که زنی زیبا و هوسباز بود ازدواج می کند. سودابه با ملاقات و دیدن سیاوش، سخت به او دل می بازد و با چیدن نقشه ای، سیاوش را به کاخ خویش فرا می خواند و باتعریف و تمجید از زیبایی او، علاقه اش را بیان میکند و سپس او را درآغوش می گیرد و ضمن بوسیدن او، پیشنهادی از نوع بی شرمانه امــّا حسابی خوشمژه خومژه به او می دهد. سیاوش که بزرگ شده ی مکتب حضرت زردشت است؛ سخت خشمگین می شود و همزمان ترک تالار کاخ سودابه، به او یادآوری می کند که او را همچون مادر می بیند و بس. سودابه از ترس برملاشدن واقعه، اون روی زنونه اش رو کار می ذاره و شروع به داد و فریاد می کنه. من موندم که این جماعت نسوان، غیر از غیج و جیغ زدن، آیا کار دیگه ای بلد نیستند؟ آخه سودابه هم درست به مانند داستان «یوسف و زلیخا» دامن پاره می کند و حتی با زخمی کردن صورت خود به عمد، گناه را متوجه سیاوش می کند. 

 

 

                گذر سیاوش از آتش=چهارشنبه سوری 

 

با سر وصدای ایجاد شده، پادشاه و نگهبانان خود را باعجله به محل می رسانند و با مشاهده ی مظلوم نمایی سودابه، کار به جایی می کشد که سیاوش برای اثبات پـاکــدامــنـــی خود و تـــَـردامــنــی سودابه، حاضر به گذر از آتش می شود. گفتنی است که برطبق شاهنامه، آن زمان «قسم خوردن» به دوشکل بوده. 1_: ور(سوگند) خوردن که در اصل همان خوردن پودر«گـوگــرد» بوده و با زنده ماندن شخص سوگند خورده، دیگران پی به بی گناهی او می بردند. 2_: گذر از تونل آتش. از قضا سیاوش سوار بر اسب سیاه خود در روز بهرامــشید(سه شنبه ی آخر سال) به سلامت از تونل آتش عبور کرد. شاه هم به شادمانی اثبات بی گناهی فرزند خود، دستور داد مردم سرتاسر کشور از روز چهارشنبه تا ناهیدشید(آدینه/جمعه) جشن و سورچرانی برگزار کنند. از آنجا که سودابه از این واقعه، کینه ای سخت بردل گرفت؛ آنقدر توطئه ها کرد تا اینکه پایان زندگی سیاوش، به مرگی ناهنجار ختم شد. تمام ایرانیان آزادیخواه از آن به بعد و همه ساله هر دو مراسم گذر سیاوش از آتش(چهارشنبه سوری) و نیز عزاداری سالروز قتل ناجوانمردانه ی او (سیاووشون=سوک /کین سیاوش) را به نشانه ی اعتراض به حاکمان ظالم، زنده نگهداشته اند. هرچند که این روزها «سوک سیاوش» فقط در قسمتهایی از استانهای فارس، لرستان و نیز بخارا(تاجیکستان) برگزار می شود…. رجوع شود به کتاب «سیاوشون» استاد شاهرخ مسکوب.  

  

همانطور که می دانید جشن چهارشنبه سوری سمبلی است از اینکه وقتی نور می آید؛ ظلمت جهل و تاریکی از بین می رود و بدینوسیله ایرانیان، هرگونه بدی و زردی و پلشتی را با قرمزی نور آتش می زدایند. امـّا اینکه این سالهای اخیر و بخصوص امروزه، چرا بعضی ها اینقدر نسبت به برگزاری آن حساسیت دارند وبعد از اینهمه سال و حتی در قبل از انقلاب هیچ مرجع تقلیدی نسبت به آن نظری نداده و اکنون فتواها صادر می شود!!!؟ امری است که برهمه ی شماها روشن است و نیاز به توضیح اضافی ندارد. مطئنم که تا ایران و ایرانی زنده است؛ اینگونه سنتهای باستانی نیز زنده خواهد ماند. پس تا می تونید آتیش بسوزونید که هرگاه دیو جهل و تاریکی بیرون رود؛ فرشته ی روشنایی درآید… خوبه منم دست عیال و بچه ها رو بگیرم و برم کنار رودخونه و مثل همه ساله، با اونکه تعدادمون کمه ولی یه آتیشی بسوزونیم ….. جشن چهارشنبه سوری پر از شادمانی و خاطرات خوب و سلامتی و تندرستی را برایتان آرزومندم…. بدرود