X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1390

آمیش ها

بسیاری فکر می کنند که آمریکا مدرنترین کشوره و کلاس همه ی آمریکاییها حسابی بالاست و چه تیپ و لباسهایی که نمی پوشند و چه ماشینهایی که سوار نمی شند؟ البته این حرف زیاد هم اشتباه  نیست ولی شاید باور نکنید که حتی توی شهرهای بزرگ و مهم، ناگهان افرادی رو می بینم که اگه از ظاهرشون هم  بگذرم؛ باور کردنی نیست  هنوزم که هنوزه از کالسکه و اسب استفاده می کنند؛ در این عصر جید به هیچ وجه از برق و اتومبیل و تلفن و تکنولوژی جدید استفاده نمی کنند و هنوز با لباسهایی کاملن خاص و به نوعی قدیمی وسط کوچه و بازار رفت و آمد می کنند.



مدتها پیش فرصتی شد تا زندگی و افکار و عقاید این گرایش مسیحی  رو از نزدیک بررسی کنم. برای اینکه آنها رو بیشتر بشناسیم باید چیزی حدود سیصد تا چهارصد سال به عقب برگردیم. به زمانی که مثل حالا که بعضی ها توی مملکتمون به نام دین چه ها نمی کنند؛ «واتیکان مسیحی» هم برهمه ی جان و مال مردم اروپا دست انداخته بود  و کاری کرد که تجدید نظری اساسی در همه ی شاخه های فکری و مذهبی و اجتماعی مردم به نام  «رنسانس» پدید آمد و تفسیرهای معتدل تری  از مسیحیت(شبیه به شیعه در اسلام) به نام «پروتستان»  پدیدار شد. منتها گروهی از پروتستان ها وقتی دیدند که رفاه و راحت طلبی،  عجیب رواج پیدا کرده و مردم از معنویت دین دور شده اند؛ با این توجیح که آنچه که نیاز زندگیه در کتاب مقدس انجیل ذکر شده و در اصل همین سختی های زندگیست که آدمی را می سازه؛ در سال 1525 در سویئس به تشکیل گروهی تازه  به نام «آنا بابتیست» (= دوبار غسل تعمید داده شده) و بعدها شاخه ی دیگری به نام «آمیش» 1693 اقدام کردند.



گفتنیه که همین دوری از«مدرنیته»  که از نظر آنان عامل اصلی از هم پاشیده شدن قداست خانواده و زیاده خواهی آدمها و دورشدن از معنویت دینی و بخصوص قوی شدن احساس «جلب توجه دیگران» بود؛ سبب شد  تا در مشاغلی مثل نجاری، نانوایی، کشاورزی و… از ماهرترین ها باشند؛  ولی از آنجا که معتقدند:«بی نقص فقط خداست» و نباید هیچ راهی رو برای رشد احساس غرور و خودخواهی باز بذارند؛ حتی در بی نظیرترین صنایع دستی شون هم بطور عمد یک نقصی رو بجا می گذارند. از نظر آنها ارزش زیبایی در سادگیه. به همین علت بجای دکمه ی لباس از حلقه استفاده می کنند. چاپ هیج طرحی بر روی لباس مجاز نیست. زنان لباس‌هایی ساده و بلند با رنگی یکدست (مثلا آبی) بر تن می‌کنند و اغلب پیش بند و سرپوش های سفید یا سیاه  می پوشند. مردهایشان هم معمولن(معمولاً) شلوارو جلیقه یا کت تیره رنگ به تن و کلاههای لبه دار حصیری یا نمدی به سر دارند. مجردها ریش و سبیل خود را می‌تراشند و مردان متأهل ریش خود را بلند می‌کنند اما سبیل‌شان را می‌تراشند چرا که باز معتقدند گذاشتن سبیل به دلیل ارتباط با نظامی‌گری (به طور سنتی) و احتمال ایجاد فرصت خودپسندی غیرمجازه.



بیشتر کودکان آمیش تا آخر راهنمایی بطور عمومی و سپس فقط پسران تا آخر دبیرستان در کلاسهای مخصوص خودشان درس می‌خوانند. البته امروزه بیشتر گروه‌های آمیش، آموزشگاه‌های یک اتاقه با آموزگاران آمیش را برای خودشان و بطور مستقل راه اندازی کرده‌اند که بیشتر به آموزش فنی و حرفه ای و اطلاعات عمومی مثل خانه داری، گیاه شناسی، کشاورزی، نجاری، پزشکی سنتی می پردازند. همین سبب شده که بجز موارد بسیار ضروری و با تشخیص بزرگان قوم، حتی امور درمانی خودشون رو بوسیله ی خودشون برطرف می کنند و نیازی به بیمارستان و پزشک ندارند. فقط یادتون باشه که  چون از مظاهر مدرن مثل عکاسی دوری می کنند؛ وقتی می خواهید ازشون عکس بگیرید مثل من خودتون رو بزنید به اون در که انگلیسی نمی فهمید و هرچی گفتند: ما اجازه نداریم عکس بگیریم هی بگید: نو اینگلیش!! و کار خودتون رو بکنید  


برگشت کودک آمیش از مدرسه ی محلی


خاب تا بیشتر از این خسته تون نکرده ام آخرین مطلب رو هم بگم و بقیه ی علم فروشی هام بمونه برای بعد و اینکه یکی از جالب ترین رسمهای این فرقه رو «رامسپرینگا» (Rumspringa) می گند که به  طور تحت‌الفظ «پرسه زدن» و «اینور و آنور دویدن» معنی میشه.  این  سنت دوره‌ایه که  نوجوانان وقتی به سن 16( بعضی جاها 18 یا 20) سالگی می‌رسند، طی می‌کنند. آمیش‌ها فرزندانشان را که تا این سن، تابع مقررات خانواده بوده‌اند، آزاد می‌گذارند تا خارج از محدوده ی جامعه ی آمیش‌ها، زندگی در دنیای مدرن را تجربه کنند و آزادانه تمام لذت‌های (گاه بی‌بند و بارانه) آن را مزه مزه کنند و حتی هزینه ی آن را خود جامعه ی آمیش ها می پردازه. جوانان پس از این دوره ی چند ماهه یا چند ساله، مجبورند از دو گزینه ی «وفاداری» به فرقه آمیش و یا «ترک همیشگی آن»،  یکی را انتخاب کنند. به نوعی جوانان آمیش تا سن 21 یا 22 سالگی فرصت دارند تا به اجتماع خویش بازگردند وگرنه چنان از طرف جامعه و حتی خانواده شان فراموش می شوند(Shunnig) که گویی مرده اند و حتی برای تسلی دل پدر و مادر آن جوان، مراسم  فاتحه و سوگواریی نمادینی هم برگزار می کنند.



با ذکر این نکته که بیشتر عکسهای بالا رو به سختی از اینترنت یافتم و در اون سفری که راهی شدیم مجبور شدم خودم رو به نفهمیدگی بزنم و یا اینکه یواشکی عکس بگیرم و متاسفانه کیفیتشون پایینه؛ شما رو به دیدن چند تا عکس و خواندن بعضی توضیحات کوتاه دعوت می کنم.


علامت رانندگی مخصوص آمیش ها


بستن کمربند ایمی، هنگام رانندگی اجباری است!!


تامین گرما و آب گرم منزل با چوب


قصابی خانگی در انباری !!!


تامین مرغ  و تخم مرغ اهل منزل !!!


بچه!!! بلکه گوساله، خر شد و مثل گربه یه چنگ خرجت کرد!!!


شستشو و خشک کردن لباس بصورت سنتی !


پرورش آهو و دام !!


تامین نور با گاز طبیعی و چراغهای نفتی بجای برق !!


چند نکته ی دانستنی :

_جمعیت ابن گرایش بر طبق آخرین آمارها در آمریکا حدود 288000 ، در کانادا 118000 ، در اروپا 50000  و در آسیا و استرالیا 152000 نفر اعلام شده.

_ ازدواج آمیش ها معمولن با افراد خود قوم است تا بیرون از جامعه و توسط خانواده ها تصمیم گیری میشه. عروسی در روزهای سه شنبه و پنچشنبه ی ماههای نوامبر و دسامبر و آخر فصل برداشت محصولات کشاورزی انجام میشه. عروس یک لباس نوی کتان خواهد پوشید و هیچگونه آرایش و جواهرات و حتی حلقه ی ازدواج در کار نخواهد بود. مجلس عروسی بیشتر به مهمانی شبیه که یکی از خوراکیهای رایج آن «کرفس» است و حتی با گلدانهای «کرفس» جهت تزئین مراسم استفاده می شود. باکره بودن اهمیت بالایی دارد و برای همین هیچ دختری تا بعد از ازدواج، اسب سواری نخواهد کرد.

_ گروه معتدل تری از این فرقه ی مسیحی به نام «منانایت» وجود دارند که استفاده از بعضی موارد مثل ماشین ساده به رنگ مشکی، تراکتور، برق و روشنایی در معابر عمومی و نصب کیسوک تلفن همگانی جهت استفاده در مواقع اورژانسی در هر محله موافق اند.

_  آمیش‌ها به ارتش نمی‌پیوندند، از مزایای تامین اجتماعی بهره نمی‌گیرند، بیمه نمی‌شوند و هیچگونه کمک مالی دولت را نمی‌پذیرند. با ورزشهای گروهی مخالفند چرا که شکست یک تیم را باعث تخریب روحیه ی یک جامعه می دانند. گاوسواری یکی از ورزشهای رایج آنهاست.

_آمیش ها کلیسا ندارند و هر یکشنبه بطور دوره ای در خانه ی یکی از مومنین به اقامه ی نماز جماعت!!!  می پردازند.  دفن و خاکسپاری جنازه به سرعت و ساده انجام میشه و تکرار همان جمله ی معروف«از خاکیم و بر خاک می رویم» با تابوتی از جنس چوب ارزان و رایج.


بهترین تولید کننده ی مواد غذایی طبیعی و ارگانیک(بدون استفاده از هیچگونه مواد شیمیایی و افزودنی)


صنایع چوبی، یکی از بهترین تخصص های آمیش ها


آجی برو اونور ... دمت گرم با اون حجابت ... اجرت با همونی ک ُ میدونی !!


رو تختی های دست دوز اعلا


 اولین «کاردستی» بنده، فاطمه ! در کنار کار دست آمیش ها !!!


موفق و پیروز باشید .... درود و دو صد بدرود ... ارادتمند حمید